آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

صد آفرین

حس قشنگ وصف نشدنی وقتی نفست با یه کارت صد آفرین از مدرسه برمیگرده. همیشه موفق باشی عزیز دلم ...
4 خرداد 1394

گشت یه روز بهاری

جمعه به همراه باباجون و مادرجون و خاله نسترن رفتیم خارج از شهر. هوا که واقعا بهاری و قشنگ بود و منظره های اطراف شهرمون هم مثل همیشه زیبا. اول رفتیم پل کا کا رضا تا آبتین برا خودش حسابی آب بازی کنه بعدشم رفتیم جاره روستای جابری نشستیم . خیلی خیلی زیبا بود مخصوصا وقتی یه گله بزرگ بز و گوسفند اومدن کنار آب تا آب بخورن. دلمه های دست پخت مادر جون هم حرف نداشت اینجا همشون مودب وایسادن تا ازشون عکس بگیرم اینا هم دو قلو بودن   ...
20 ارديبهشت 1394

روز مرد

کادوی من به بزرگ مرد کوچیک زندگیم نفسم که با تمام وجودم دوستش دارم و وقتی میگه "مگه من مَرد نشدم؟ فلان کارو بده من انجام بدم" به خودم می بالم که چه مردی قوی کنار خودم دارم خدایا ممنونم که منو تنها نذاشتی و این مَرد رو برام فرستادی همیشه پایدار ، شاد و سلامت باشی مَردِ مامان. توضیحات : ماژکها جادویی و دورنگ هستن . خودش یه رنگ دارن و وقتی با ماژیک سفید روشون می کشیم رنگ درشونو می گیرن. مدادهاشم دو رنگ بودن     ...
13 ارديبهشت 1394

شهربازی

جمعه به همراه خاله نسترن و مادرجون رفتیم شهربازی. البته به در خواست آبتین رفتیم شهربازیس دانشجو که بعد از سالها تعطیلی تازه افتتاح شده که متاسفانه با اینکه تعطیل نبود اما فرقی با یه شهربازی خاموش نداشت به همین دلیل سریع برگشتیم و رفتیم  شهر بازی کیو به همه مخصوصا آبتین خیلی خوش گذشت و کلی بازی کرد اگه خاله نسترن و آبتین طلا رو رو اژدها پیدا کردید!!!!   و بعد از اینکه از شهربازی اومدیم بیرون ، تو پارک کیو مراسم جشن به مناسبت تولد حضرت علی بود که یکی از قسمتهاش مسابقه رنگ آمیزی بود. و جایزه مهر رکعت شمار و کتاب آموزش نماز ...
13 ارديبهشت 1394

روز معلم

این کادوهای روز معلم شاپسرم برای معلمش و مربیهاش و اینم کلاس آبتین طلا البته چون صبح زود (ساعت10 ) بود هنوز همکلاسی هاش نیومده بودن و تک پسر کلاسشون بود   ...
13 ارديبهشت 1394